عشق، رقص زندگی

«عشق ملاقات مرگ و زندگی است، ملاقاتی در نقطه اوج. فقط در صورت شناخت عشق است که میتوان به تجربه این ملاقات نائل آمد. در غیر این صورت، به دنیا میآیی، زندگی میکنی، و میمیری-ولی در حقیقت مهمترین تجربه زندگی را از دست دادهای؛ تجربهای که با هیچچیز جایگزین نمیشود. تو تجربه حدفاصل مرگ و زندگی را از دست دادهای. تجربه این حدفاصل، نقطه اوج و جد نهایی تجربیات آدمی است.»
«در اندوه غرق نشو، بلکه نظارهگر آن باش و از آن لذت ببر، زیرا اندوه زیباییهای خاص خود را دارد.
تو تا به حال نظارهگر نبودهای. تو به قدری در اندوه غرق میشوی که به زیباییهای لحظات غم و اندوه پی نمیبری. اگر یکبار توجه کنی، متوجه خواهی شد که تا به حال چه گنج گرانبهایی را از کف دادهای. وقتی که آدم شاد است، هیچگاه مانند زمانی که غمگین است، عمیق نیست. اندوه عمق دارد، در حالیکه شادی سطحی است. برو و این آدمهای به ظاهر شاد را تماشا کن؛ همیشه لبخند به لب دارند و دارند از خوشحالی بال در میآورند.
متوجه خواهی شد که آنها همیشه سطحی و کممایه هستند. آنها هیچ عمقی ندارند. شادی مانند موج دریا است که بر روی سطح آب روان است. در حالیکه اندوه، عمیق همچون اقیانوس است.»
اینها قسمتایی از کتابی بود که به تازگی تمام کردهام. گزیدههایی از سخنرانیهای اوشو در میان مریدانش. فکر کردم معرفی آن در شرایط کنونی بد نیست. تقریبا اولین کتابی است که از اوشو خواندم و آنقدر آن را دوست داشتم که خواندنش به نزدیک یک سال و نیم طول کشید. محور کتاب بر پایه عشق قرار دارد و عشقی که اوشو از آن حرف میزند متفاوت است و انسان را تشنهتر میکند. پیشنهاد میکنم این کتاب را بخرید.
عشق، رقص زندگی
گردآوری و ترجمه: بابک ریاحی پور و فرشید قهرمانی
انتشارات نگارستان کتاب و آویژه.
و همچنانکه قادر نیستم آنچه را که رخ مینماید به ریسمان شعر کشم،