
به خاطره مهتاب
تو با آن چشمان میشی فراموشنشدنی
که چون دو گوی روشن و چرخان قلب را میشکافتند،
آن پرندهای هستی
که من به رویا دیدهام.
سبک و آرام
کوچک و معلق
و خاکستری در افق روشن
چون رویایی که در ابدیت فراموش میشود
س. پریازانی
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۱۲ ق.ظ توسط سحر پریازانی
|
و همچنانکه قادر نیستم آنچه را که رخ مینماید به ریسمان شعر کشم،