به خاطره مهتاب

 تو با آن چشمان میشی فراموش‌نشدنی

که چون دو گوی روشن و چرخان قلب را می‌شکافتند،

آن پرنده‌ای هستی

که من به رویا دیده‌ام.

سبک و آرام

کوچک و معلق

و خاکستری در افق روشن

چون رویایی که در ابدیت فراموش می‌شود

 

س. پریازانی