شعری کهن...
سمونیدس [1](Semonides):
«تندر توفنده زئوس اختیارات انسان را در همه چیزی در دست دارد و آن را آنگونه که خواستار آن است بنیان مینهد.
انسان هیچ عاقبت اندیشی ندارد و روز از پس روز چون رمهای زندگی به سر میآورد،
ناآگاه از اینکه خدایان چگونه بر داستانها نقطه پایان مینهند؛
همچنان که به همهگان خوراک امید و اطمینان از رگانشان میخورانند.
شماری به انتظار فردا نشستهاند
شماری دیگر به انتظار تغییر فصلها
و هیچکس نمیاندیشد که آیا سالی که میرود را نو خواهد کرد؟...»[2]
[1] شاعر یونانی، متعلق به قرن هفتم پیش از میلاد.
[2] (Too Many): Greek Lyric Poetry, a new translation by M. L. West, New York, Oxford University Press, 1994.
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۹:۴۲ ق.ظ توسط سحر پریازانی
|
و همچنانکه قادر نیستم آنچه را که رخ مینماید به ریسمان شعر کشم،