هزارتوهای بورخس

در ادبیات پدیده شگفتانگیزی به نام بورخس وجود دارد که من مجموعه داستان (و یا چیزهایی شبیه به این) «هزارتوهای بورخس» را میخوانم و چشمهایم را میبندم تا بتوانم از آن چیزی را که تازه خواندهام برهم!! داستانها کاملا هزارتوییاند! وقتی شروع به خواندن کرده بودم احساس کردن کششی باورناپذیر در این داستانهای نامانوس است و وقتی به داستان هفتم یا هشتم رسیدم پیچیدگی بورخسی در ذهنم جا باز کرده و باقی حیرت از ادبیات و هزارتوی (خطرناک) او بود!
دیدگاه خاص بورخس درباره ادب ایرانی هم در این کار قابل بررسی است. خواندن عطار و خیام و دیدن گوشههایی از ایران باستان از ورای ذهن موشکاف او بیشتر از جالب است. دیگر اینکه او درون دهلیز ملل و تمدنهای دیگر میرود و آن را چنان درک میکند که گویی از آمریکای جنوبی (سرزمین مادریاش) مینویسد. ذهن مخوف او هر جا که عجب و حیرت و جادو و دشنه و اعماق تالاب زمان دست در دست هم هستند برای ابراز ادبیاتش ظاهر میشود. هزارتوی بورخس واقعا هزارتوی بورخس است و ترجمه کمنظیری از مرحوم احمد میرعلایی است.
سحر پریازانی
هزارتوهای بورخس
خورخه لوئیس بورخس
ترجمه احمد میرعلایی
نشر زمان
اردیبهشت 1381
شابک: 964-6380-28-X
و همچنانکه قادر نیستم آنچه را که رخ مینماید به ریسمان شعر کشم،